دکتر خالد بیت سعید در یادداشتی اختصاصی به سلامت نیوز نوشت: یکی از ریشهایترین مشکلات نظام سلامت ایران، نه کمبود نیروی انسانی است و نه کمبود امکانات؛ بلکه نگاه اشتباه به مفهوم مدیریت است.
سالهاست تصور میکنیم هر کس پزشک است، میتواند مدیر هم باشد؛ در حالی که پزشکی و مدیریت، دو علم کاملاً متفاوت هستند.
پزشک برای تشخیص بیماری، درمان و نجات جان انسانها تربیت میشود؛ نه برای اداره سازمانی که هزاران کارمند، صدها میلیارد تومان بودجه، دهها مرکز درمانی، بحرانهای بهداشتی، منابع انسانی، پروژههای عمرانی و تصمیمات راهبردی را در بر میگیرد.
این سؤال را باید با صدای بلند پرسید:
چگونه ممکن است جوانی که چند ماه قبل از دانشگاه فارغالتحصیل شده و هنوز تجربه مدیریت یک مجموعه کوچک را ندارد، ناگهان مسئول سلامت یک شهرستان با صدها هزار نفر جمعیت شود؟
اداره شبکه بهداشت و درمان یک شهرستان، اداره یک کلاس درس نیست؛ اداره زندگی مردم است.
اگر تجربه، آموزش و مهارت، شرط مدیریت بانک، پالایشگاه، فرودگاه یا صنایع بزرگ است، چرا در حساسترین حوزه کشور، یعنی سلامت مردم، گاهی تنها مدرک تحصیلی ملاک انتصاب قرار میگیرد؟
مسئله این نیست که پزشکان مدیران ضعیفی هستند؛ مسئله این است که مدیریت نیز یک تخصص است.
همانگونه که هیچ مدیر حرفهای را بدون آموزش پزشکی وارد اتاق عمل نمیکنیم، نباید بدون آموزش و تجربه مدیریتی، افراد را بر صندلی مدیریت سلامت بنشانیم.
تفاوت ایران با بسیاری از کشورهای توسعهیافته
کشورهای موفق، مدیریت سلامت را یک حرفه میدانند، نه یک امتیاز ناشی از مدرک دانشگاهی. مدیران آنان معمولاً پس از طی مسیر حرفهای، آموزشهای مدیریتی، ارزیابی عملکرد و کسب تجربه، مسئولیتهای بزرگ را بر عهده میگیرند.
نگاهی کلی به پیشینه مدیران ارشد نظام سلامت در بسیاری از کشورها نشان میدهد:
- پیشینه تحصیلی: سهم تقریبی در مدیریتهای ارشد
- پزشکی: ۵۵ تا ۶۵٪
- مدیریت سلامت و مدیریت دولتی: ۱۵ تا ۲۰٪
- پرستاری: ۸ تا ۱۵٪
- داروسازی: ۳ تا ۷٪
- اقتصاد سلامت، حقوق و سایر رشتهها: ۵ تا ۱۰٪
تفاوت اصلی در این درصدها نیست؛ تفاوت در «شایستهسالاری» است.
در بسیاری از نظامهای موفق، هیچکس صرفاً به دلیل داشتن عنوان «دکتر» مدیر نمیشود. مدیریت، نتیجه سالها تجربه، آموزش و اثبات توانایی است.
یک سؤال که نباید از آن فرار کنیم
اگر امروز قرار باشد هواپیمایی را به پرواز درآوریم، آیا حاضر میشویم کنترل آن را به خلبانی بدهیم که تازه گواهینامه گرفته است؟
اگر پاسخ منفی است، چرا سلامت یک شهرستان را به مدیری میسپاریم که هنوز فرصت کافی برای کسب تجربه مدیریت نداشته است؟
سلامت مردم، محل آزمون و خطا نیست
هر تصمیم نادرست مدیریتی میتواند بر واکسیناسیون، سلامت مادران، کنترل بیماریها، اورژانس، بیمارستانها، مراکز بهداشت و حتی جان انسانها اثر بگذارد.
مطالبه امروز نظام سلامت
زمان آن رسیده است که معیار انتصاب مدیران تغییر کند.
نه پزشک بودن، نه پرستار بودن، نه داروساز بودن و نه هیچ عنوان دیگری، بهتنهایی مجوز مدیریت نیست.
تنها معیار باید شایستگی، تجربه، آموزش مدیریتی، کارنامه موفق و توان رهبری سازمان باشد.
این مطالبه، مطالبه یک رشته نیست؛ مطالبه مردم است.
اگر میخواهیم نظام سلامت ایران در تراز کشورهای پیشرفته قرار گیرد، باید همان اصل سادهای را بپذیریم که سالهاست در مدیریت نوین جهان پذیرفته شده است:
هر متخصصی، مدیر نیست؛ اما هر مدیر باید متخصص مدیریت باشد.
این تغییر، نه علیه پزشکان است و نه به سود یک رشته خاص؛ این تغییر، به نفع سلامت مردم ایران است.

نظر شما